یرخی خاطرتو نخواسیم که چار صبا نبینیمت
کفتر دلمون پر بیگیره و فکری شی که طرفت نالوطی بود.
به عصمتت تو نباشی میخوام دنیاش نباشه.
اول و آخر بی صفتاش خودم اگه حرفمون با دلمون توفیر کنه.
اون روزی که چشامو گذوشتم کف پات و گفتم
قبل تو نبوده بعد تو هم نیست،شد حرف ما تا دنیا دنیاست
که اگه غیر این باشه آخرت ما جفت با آخرت یزید.
یادته؟ حرم وجودت ثانیه نیگارو از ما قاپید
آخرشم نشد که بچرخه تو زبونمونو مقر بیایم...
جفت زبونمون نشد منتها هم تو گرفتی ما چی میخوایم بگیم هم ما فهمیدیم
هر چیم که وجود می کنیم و چشم دریده های گرگ صفت و تو رو ناک اوت میکنیم
پیش شما بند بند وجودمون خاک گذرتونو گلاب پاشی میکونه.
عرض آخرآدم چلچله نیست که بهار بیاد و پاییز بره
اونی که واس ما اومد دیگه رفتنی تو کارش نی
این نوشته ایست از "مجید حبیبی" که اینروزها در بین دوستان گوینده و از تهران تا شمال و جنوب کشور در دست دوستان و علاقه مندان دست به دست میشود
البته نه اینکه نوشته جابجا شود بلکه دکلمه شنیدنی اوست که بر روی آهنگ انتخابی به شدت مچ شده و دهن به دهن میچرخد
دکلمه و اجرای زیبایش را دانلود کنید
یرخی خاطرت رو نخواستیم که ...